ویکی مهاجر

راهنمای سفر و مهاجرت شما

سفر انفرادی: سفری اجتماعی به یاد الیس، زنی که زندگی را به تمام معنا تجربه کرد

داستان الیس، زنی که با وجود مبارزه با سرطان، زندگی را با تمام وجود تجربه کرد، الهام‌بخش بسیاری برای سفر و زندگی بدون پشیمانی است. این داستان، در حالی که حاوی مضامین غم‌انگیز مرگ و بیماری است، پیامی امیدبخش و انگیزه‌بخش در مورد اهمیت زندگی کردن در لحظه و تجربه‌های جدید را به همراه دارد. داستان الیس به ما یادآوری می‌کند که زمان، گرانبهاتر از آن است که صرف نگرانی و برنامه‌ریزی‌های بی‌انتها شود.

الیس، زنی سالم و ورزشکار بود. او ماراتن‌های متعددی، از جمله یک اولتراماراتن را دویده بود و سبک زندگی سالمی با رژیم گیاه‌خواری (به مدت چند سال) داشت. اما در اوایل دهه 30 زندگی‌اش، با تشخیص سرطان مواجه شد. این واقعه، او را به این تفکر سوق داد که زندگی، تضمینی ندارد. با وجود اینکه پیش‌آگهی پزشکی مثبت بود، الیس تصمیم گرفت زندگی خود را به گونه‌ای دیگر تجربه کند، “شروع به زندگی کردن” کرد. او به سفرهای شگفت‌انگیز به سراسر جهان رفت، اسکای‌دایوینگ کرد، غارنوردی را تجربه کرد و حتی در یک بازی بیسبال، توپ اول را پرتاب کرد. هر آنچه که آرزوی قلبی او بود، با شجاعت و بدون تردید انجام داد.

پس از رسیدن به مرحله رمیسیون کامل، پزشک به او گفت که “کمتر از 4 درصد احتمال بازگشت سرطان وجود دارد”. اما الیس همچنان به زندگی پرشور خود ادامه داد. او به طور فعال در جامعه “Fck Cancer” شرکت کرد و در همین مکان با همسر آینده‌اش، یکی دیگر از افراد مورد علاقه‌اش، آشنا شد. الیس در یکی از سخنرانی‌های خود گفت: ” چیزهایی بدتر از مرگ وجود دارد؛ مانند زندگی نکردن.”

پنج سال بعد، سرطان با شدت بیشتری بازگشت. ابتدا به کبد، سپس به لوزالمعده، ستون فقرات و مغز او سرایت کرد. پس از ماه‌ها درمان‌های مختلف، خبر رهایی کامل و 100 درصدی از سرطان، همه را غرق در شادی کرد. شش هفته بعد، الیس و همسرش برای جشن گرفتن این موفقیت، سفر دریایی (کروز) را آغاز کردند. در روز شنبه، او با دلفین‌ها شنا می‌کرد. اما تا روز یکشنبه، توانایی راه رفتن و صحبت کردن را از دست داد. تا روز دوشنبه، اسکن‌ها نشان دادند که 20 تومور در مغز او وجود دارد و او به بیمارستان مراقبت‌های تسکینی (hospice) منتقل شد. سه هفته بعد، الیس درگذشت.

در وصیت‌نامه خود، الیس به گروهی از دوستانش چک‌هایی به همراه مقصدی برای پراکنده کردن خاکسترهایش اهدا کرد. آن‌ها خود را ETC – باشگاه سفر الیس – نامیدند، چرا که “etcetera” به معنای “و غیره” است و نشان‌دهنده ادامه دادن میراث الیس در سفر و زندگی بود. الیس دوستان خود را به گوشه‌های مختلف جهان فرستاد. یکی از دوستان او به تایلند سفر کرد، سفری که پیش‌تر قصد رفتن به آن را با الیس داشت. او ابتدا سعی کرد با افراد دیگر به این سفر برود، اما احساس درستی نداشت و در نهایت تصمیم گرفت مانند الیس، تنها سفر کند. او خاکسترهای الیس را در ساحل مونکی (Monkey Beach) در جزیره کو فی فی پراکنده کرد (الیس مشتاق دیدن میمون‌ها بود) و سپس در سنگاپور، در حالی که از بانجی جامپینگ می‌پرید، باخترهای باقیمانده را رها کرد.

این داستان نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با وجود ترس‌ها و موانع، سفرهای رؤیایی را به واقعیت تبدیل کرد. بسیاری از ما به دلایل مختلفی مانند پس‌انداز برای خرید خانه (به خصوص در شرایط اقتصادی نامساعد)، ترس از سفر تنها یا دیگر بهانه‌ها، سفر را به تعویق می‌اندازیم. اما الیس به ما می‌آموزد که پشیمانی از انجام ندادن کارها، بسیار بیشتر از ترس از انجام آن‌ها است. بیایید باور غلط “تمام عمر فرصت هست” را کنار بگذاریم. زندگی پر از اتفاقات غیرمنتظره است؛ حادثه، بیماری، و چیزهای دیگر، می‌توانند برنامه‌های ما را به طور کامل تغییر دهند. آینده نامعلوم است و حتی بهترین برنامه‌ها نیز ممکن است با شکست مواجه شوند.

همانطور که الیس گفت: “چیزهایی بدتر از مرگ وجود دارد، مانند زندگی نکردن”. پس بیایید از زندگی خود نهایت لذت را ببریم و به جای ترس از ناشناخته‌ها، تجربیات جدید را در آغوش بگیریم. سفر به تایلند، اسکای‌دایوینگ، غارنوردی، بانجی جامپینگ در سنگاپور، و سفر دریایی (کروز)، تنها بخشی از ماجراجویی‌های الیس و تجربه‌های زیبای دوستانش پس از مرگ او بودند. بیایید مانند الیس، زندگی کنیم و از لحظه‌ها لذت ببریم. این داستان یادآور این مطلب است که زندگی کوتاه است و باید از هر لحظه آن به خوبی استفاده کرد. هرگز نمی‌دانیم چه زمان و چگونه به پایان خواهد رسید، بنابراین شروع به زندگی کنیم و از هیچ چیزی پشیمان نباشیم.

لینک سخنرانی الیس با عنوان “10 چیز بدتر از مرگ” و ویدیویی از سخنرانی او در کنفرانس CancerCon، نیز برای مطالعه بیشتر ارائه شده است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *